اقیانوس دیوانه

من تمام رنگ‌های سرد دنیا را دزدیدم و‌ سر کشیدم، تمام زمستان‌ها را..

تبلیغات تبلیغات

دم سال نو.

همیشه جمع کردن وسایل برای سفر رو‌ دوست دارم، هر چند این سفر محسوب نمیشه و‌طبق عادت همیشه سال نو میخوام برم خونه مامان و بابا، و فکر میکنم تنها چیزهایی که با خودم بخوام ببرم، مقوا و‌گواش و چندتا کله‌ی عروسک باشه، ترجیح دادم این مدت رو بیشتر ایده‌پردازی کنم تا اینکه کار کنم. هنوز دارم به این فکر میکنم که کار سرامیکم رو چطور پیش ببرم که هم وقت کمی ازم بگیره هم بتونم روی فروشش حساب کنم، همه‌ی این مدت هم تمرکزمو گذاشتم واسه افزایش درآمد، انگار آدم بدون عشق،
ادامه مطلب

نور شو.

این دفعه فرق میکنه، این دفعه که از رابطه اومدم بیرون به ایراداتم فکر کردم، به اینکه کجاها اشتباه کردم که نتیجه این شد، هر چی باشه منم یه سمت این ماجرا بودم، بعد فهمیدم که ایثارگری بیش‌ از اندازه و راضی نگه داشتن دیگران ضربه‌های اساسی رو به خودم و رابطم زد، اینکه وقتی حال نداشتم و دلم نمیخواست یه کاریو انجام میدادم برای کسی و در قبال انجام ندادنش احساس گناه میگرفتم، نه گفتن برام سخت بود، مرزهامو مشخص نکرده بودم، از خودم انتظار داشتم کم نذاره! به ارزش‌ها و
ادامه مطلب

آروم بگیر پرنده‌ی کوچک

وقتی مدتی از خونه‌ی مامان و‌بابات دور باشی و تنهایی زندگی کنی، وقتی برمیگردی پیششون نمیتونی دیگه خودت رو توی قالب قبلی بذاری، چون اصلا جا نمیشی، این مدت همش فکر میکردم اگه نتونستم واسه تیر خونه جدید بگیرم، برگردم، اما نمیشه. مسیر من برگشتی نداره. دارم روی سواد مالیم کار میکنم که بتونم پولی ذخیره کنم و وام بگیرم. اما همه‌ی این لحظات گنجشک کوچیکی توی قلبم هست که حسابی بی‌تابی میکنه و من نمیدونم چطوری آرومش کنم.
ادامه مطلب

امروز

احساس سرماخوردگی دارم و دراز کشیدم روی مبل دو‌نفره و دارم با مشتری بدقلقلی که همه چیز عروسک را تغییر داده حرف میزنم، هوا سرد شده است و اولین دانه‌های برف امسال هم همین امروز بر زمین که نه، روی هوا نشست و من خودم را چسبیده به شیشه‌ی خانه‌ی پدری دیدم که به برف‌ها نگاه میکرد تا بفهمد کدام ردیف از برف‌ها آنقدر محکم و سردند که هیچ جوره آب نشوند و روی زمین را کم کنند، اما نمیشد و خواب روی مرا کم میکرد. دلم میخواهد بروم پرده‌ی پنجره را باز کنم و فکر کنم شب شده
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها